پسرداییم همون روز به رحمت خدا رفت جلوی چشم خانوادش..........
خدایا.... نمیدونم آژمایشه چیه ولی خودت صبرش رو هم بده.... خودت طاقت تحمل بده به خانوادش....
داغونم....داغون...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 10:43 توسط من |
برچسب:
نویسنده: فاطمه یوسفی
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 2:18