133
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:42
همین الان جلوی خونمون یه پراید با 4 تا جوون استاده بودن و کاملا مشخص بود یچیزی زدن صدا آهنگ بالا رقص و هزار تا غلط دیگه ..... با رقصش مشکلی ندارم هرچند الان اصلا روحیه شو ندارم یعنی امشب فهمیدم هنوز از غم از دست دادن پدر همسرمم ناراحتم و غرق غصه میشم
135
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:42
تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه. اهل کجا بودنت مهم نیست، "اهل و بجا" بودنت مهمه. منطقه زندگیت مهم نیست، "منطق زندگیت" مهمه. .خانواده ات مهم نیست انسان بودنت مهمه و گذشته زندگیت مهم نیست، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی... با ا
45
-
تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 2:31
اوخ.... صبح اولِ شنبه و من باید برم دکتر بشم.... آبارچی مدرسمون بچش رو میاره سرِکار ..... اومده میگه بیا ببین بچم خیلی تب داره یا نه برم واسش شی*اف بگیرم یا نه حالا من مشکلی ندارم بابتِ این اما خب یکی اینکه تازه خودم خوب شدم میترسم خدای نکرده سرما بخورم مجدد و یکی هم بخاطر بچم میترسم یهو ویروس بهم ب...
43
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 5:00
و امروز عجیب بوی بهار می آید با اینکه اوایل زمستان است.... امسال شهر ما هیچ بارشی نداشت خدا به ما و فرزندانمان رحم کند.... یا به قول مامانم ما هیچ به وحش های بیابان رحم کند.... خدایا به راه راست هدایتمان فرما... + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 10:41 توسط من |
44
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 5:00
روزا از پی هم میگذرن و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم ...... خدایا خودت نگهدار خانواد باش و نگذار از راه راست خارج بشن هرچند نمیدونم در این مسیری که هستن درسته یا نه .... خودت مواظبشون باش + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 12:47 توسط من |
33
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
چقدر نگرانی و بی خبری و انتظار بده ...............
34
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
گاهی وقتا اون چیزی که انتظارش رو داری نمیشه.... ولی خیلی وقتا هم میبینی طرف مقابلن اون انتظاری که ازش داری کوتاهی میکنه.... دلم یه گریه ی سیر میخواد. + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 21:8 توسط من |
35
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
پسرداییم همون روز به رحمت خدا رفت جلوی چشم خانوادش.......... خدایا.... نمیدونم آژمایشه چیه ولی خودت صبرش رو هم بده.... خودت طاقت تحمل بده به خانوادش.... داغونم....داغون... + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 10:43 توسط من |
36
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
این چند روز همش درگیر بودم و نتونستم بیام.... یه بنده خدایی سرکار چند روز تعطیلی رفته بود اصفهان بعد واسم گز آورد چند تا تو نایلون .... خیلی بهم برخورد نمیاوردی که بهتر بود + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 13:8 توسط من |
37
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
خدایا ... خودت دیدی که من جدیدا حتی از تلفن اینجا هم استفاده نمی کنم و این مزد منه.... شکرت.... خودت گفتی از نعمت هایی که دادم باید استفاده کنین. تلفن هم احتمالا جزء نعمته نه حق الناس.... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۶ساعت 9:1 توسط من |
38
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
امروز سفارش ساعتام میرسه به جای این که خوشحال باشم ناراحتم.... نمیدونم چرا ؟1 با همسرمم هم بحثم شد .... امروز حتی منو زد .... حالا از شوخی یا جدی رو نمیدونم اما خیلی دردم اومد.... ازش ناراحتم با این حال بهش زنگیدم و باهاش حرفیدم شاید به نظرم اشتباه کردم!!!! خسته ام خسته .... بقولی می فهمید.... + نوش...
39
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
امشب.... شبِ یلدا.... یادآورِ خاطرات..... دعا میکنم خوشبخت باشه.... دعا میکنم اون همه خوشبخت بشم که یادم به گذشته نیفته.... خدایا.... دلم خیلی چیزا و کارا میخواد که فعلا هم فقط حلّالش پوله...پول....همون که میگن چرکِ کفِ دسته.... این روزا خیلی کارا میکنه. + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 13:...
40
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
کاش بعضیا الکی نمیخواستن حرف بزنن و با حرفشون دلِ آدم رو به درد بیارن... آ.ر اومده میگه فامیلیتون شب عروسی چیزای ناجور خورده ... یک بگه بابا تو پزشکی قانونی رو میشناسی اصلا ؟! اون یه چیز دیگه گفته + نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 10:3 توسط من |
41
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:18
دیروز اینو تو تلگرام واسه همسرم نوشتم.... هنوز تلگرامش رو چک نکرده میخوام پاکش کنم.... میگن تو عصبانیت یه چیز میگی بعد پشیمون میشیا... ماه بانو:گاهی وقتا خوب گوش کن....به صدای دلی که شکستیش....و لهِ ش کردی....گاهی وقتا خیلی بی رحم میشی.... بی رحم تر از داعش...اگر جسمت آسیب دید باکی نیست....وای از آن...
23
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
خواهرم بیماره ..... فردا باید بخوابه تا عمل کنه... خیلی ناراحتم خیلی.... کفر هم گتم خدایا منو ببخش و ایمانمو قوی کن... منو به خودت نزدیک و نزدیک تر کن.... خدایا همه مریضا رو شفا بده و امیدوارم که یماری خواهرم پیشرفت نکرده باشه و به مراحل بعدی نیازی نداشته باشه... خدایا خودت حقی .... خودت هم میدونی ک...
24
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
آبجیم قراره امروز عمل بشه... خدایا به امیدِخودت.... دلمون به وجود تو و محر و محبت تو گرمه... خودت نظری بنداز.... یا حضرت زهرا (س) تو رو به پدرت و همسرت قشم میدم ..... شما واسطه ی خیر و خوبی این ماجرا شو... + نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:45  توسط من |
25
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
یعنی امروز به این رسیدم که هیچی از هیچکس بعید نیست... فکر میکردم با تمام آدمایِ قشرِ مرفه و بقولِ خودشون اصل و نسب دار فرق داره.... اما امروز فهمیدم نه تو همشون اون رگِ شهری بودن و .... اینا وجود داره...برگشته میگه حالا قبلا اینجاها روستا بوده این نوع تربیت و فلان ازشون بعید نیست.... خواستم بگم یعنی...
26
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
و خدایی که همین نزدیکی است..... خدایا خودمُ سپردم به خودت کاری که باید از همون اول انجام می دادم خودم و خانوادم رو به خودت می سپارم... + نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 8:41  توسط من |
27
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
کارهام تو محلِ کار روتین تر شده شایدم چون مجبورشون کردم با برنامه پیش برن بهتر شده ..... نمی دونم ولی در هر حال حس و حالِ خوبی دارم. امیدوارم همین طور هم پیش بره. امروز یه سری چیزا دیدم و شنیدم که خوب وقتی بهشون فکر میکنم روح و روانم پریشان میشه...آخه چرا جامعه ی ما داره به این سمت و سو پیش میره ......
30
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 9:51
تصمیم مهمی گرفتم..... البته به کمک خ.ب عزیز خخخخ خدایا خودمو میسپرم به خودت بهترینا رو واسم رقم بزن.... همسرمم دلش با من یکی بشه. ان شاءالله + نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:38  توسط من |